




سلام دختر گلم
این مطلب واسه وقنی مینویسم که ایشالا وقتی بزرگ شدی بخونی که چقدر با نمک بودی و مامانی عاشقت بود.
عزیزم من یه خصلت بد دارم که خیلی کم پیش میاد محبتم بروز بدم ولی اینو بدون که هرچقدر هم کم بگم ولی همیشه دیوانه وار دوستت دارم
گلکم این چند وقته خیلی بانمکتر شدی
الان که این مطلبو مینویسم جناب عالی کمد لباساتو باز کردی و همینطور داری رو همدیگه لباس میپوشی تا الان سه تا بلوز و دو تا شلوار تنته

ثنا گلی میخوام بخورمت وقتی شب هنوز نخوبیدی میگیمامان فردا کجا میرم

یا وقتی واسه عروسکات شعر میخونی تا بخوابن وقتیهم نمیخوابن میگی اعصابمو خورد کردین
یا اینکه وقتی تلفن زنگ میخوره میدویی میگی دوستم دوستم
دوست دارم عزیزم
اینم یه گربه خوشگل واسه دخترم که عاشق گربهاس




موضوع :

اینم چندتا عکس از ثنا خانم 
اینجا تعطیلات نوروز بود که با عمه اینا رفته بودیم پیست اسکی که خیلی هم خوش گذشت

باغی در باغملک که به دوستامون (عمو سعید و خانمش) رفته بودیم



تو این عکس عشق مامان تازه از خواب بیدار شده خیلی بنظرم با نمکه، منکه میگم شبیه کوچیکیهای انیشتن

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

موضوع : عکس های ثنا جان
سلام به همه دوستهایی که مارو فراموش نکردن
میدونم غیبت خیلی طولانی داشتیم آخه خونمونو عوض کردیم و یه مقدارم نسبت به قبل مشغله کاریم زیاد شده
یه عذرخواهی بزرگم به ثنا خانم بدهکارم که وبلاگشو اینهمه مدت نتونستم بروز کنم.
اگر از احوال ثنا بخواین
خدارو شکر اعتیادشو ترک کرد وانگشتشو دیگه نمیمکه.gif)
باورتون میشه؟؟؟؟











الان فقط آمدم اعلام حضور کنم سر فرصت میام چند تا عکس خوشگل هم براتون میارم
راستی عید همه مبارک

موضوع : ما آمدیم
سلام به همه دوستان خوب

بالاخره ما از مسافرت برگشتیم جای همه خالی خیلی خوش گذشت
کسایی رو که خیلی وقت بود دوست داشتم ببینمشون ولی سعادت نصیب نمیشد رو دیدم
وکلی هم بهشون زحمت دادم.
درباره ثنا خانمی که هرچی از شیطنتاش بگم کم گفتم
طفلی نی نی کوچولوی دختر عمو جان رو کلی اذیت کرد تو این چند روز اصلا نذاشت این بچه یه شیر درست و حسابی بخوره طفلی تا شیشه شیرو میکرد تو دهنش ثنا میزد ته شیشه چون فکر میکرد مثل یه لغمه باید همشو بکنه تو دهنش


از بازار رفتنمون که نگو خانم یه راست میرفت پشت ویترین مغازه ها ...
خلاصه کاری کرد که مامانی توبه کرد بدون بابایی مسافرت نره
شرمنده از دوستهای خوبم این ثنا ازبس که اونجا شیطونی کرد یادم رفت عکس بگیرم
بعد که رسیدم خونه یادم اومد چه سوژه های جالبی واسه عکس گرفتن بود





موضوع :
ما بالاخره از مسافرت برگشتیم،
جای همه خالی بود خیلی خوش گذشت./(860).gif)
اینم چند تا عکس از مسافرت ما امیدوارم خوشتون بیاد
اینجا تو راه شیراز ایستادیم تا بابا یه استراحتی بکنه
و من از اونجایی که روابط عمومی بالایی دارم فورا با خانواده چوپان دوست شدم و کلی با هم بازی کردیم..gif)

شیراز _ آرامگاه سعدی


من عادت دارم وقتی شصتمو میمکم یه تیکه پارچه دستم باشم و از اونجایی که تو آرامگاه سعدی دسترسی به پارچه نبود مجبور شدم به گلبرگ اکتفا کنم


این عکس باغ سیب در یاسوجه که با عمه شمسی اینا رفته بودیم اینم داداش مجتبی منه که کلی دوستش دارم
(کیف کردین با چهره من موقع سیب خوردن)/(2294).gif)

تقریبا از نیمه مسافرت موقع عکس این ژست رو به خودم میگرفتم چون دوس دارم/(2264).gif)


از همه دوستهای خوبی که جویای احوال ما بودن صمیمانه مچکرم

موضوع : مسافرت




سلام به همه دوستان
از تاخیر طولانی مدتم عذر میخوام متاسفانه یه چند روزی مریض بودم و از اون بدتر بیماریم متقارن شد با دومین سال تولد ثنا خانمی
من اون روز تا ساعت 10شب بیمارستان بودم البته دکترا نظرشون این بود که حتما باید بستری بشم ولی من طاقت نداشتم روز تولد دخترم حتی پیشش نباشم و با هزار دردسر امدم خونه.
دایی سبحان و خاله سارا اومدن پیشمون و عمو هم آخر شب تشریف آوردن یه جشن خیلی کوچیک گرفتیم.
عزیزکم امیدوارم سالهای آتی برات جبران کنم
از همه دوستای خوبی که تولد ثنا جان رو بهش تبریک گفتن صمیمانه تشکر میکنم





موضوع : تولد دو سالگی
![]()









![]()
سلام


این هفته جنگ سختی بین من و انگشت شصت ثنا در گرفت..gif)
آخه تقریبا از 4ماهگی شصت دست راستشو میمکه که انگشتش یه مقدار پهن تر و هم باعث یه زخم بزرگ روی شصتش شده
اول تصمیم گرفتم ببندمش شب اول یکم بیتابی کرد اما صبح با تعجب دیدم
شصت راستش تو دهنشه و با اجازتون اون شصتشم بستم و لی کم نیوردو انگشت اشاره مکید و با بستن اونم انگشت سوم میمکید و تازه خیلی هم کلافه بود
چون تقریبا هر دو دستش بسته بودن و نمیتونست هیچ کاری بکنه.gif)
بعد که دیدم این روش بیفایدس چون شروع به خوردن باند دستش کرده بود دستشو باز کردم و یه داروی خیلی تلخ از عطاری گرفتم اسمش صبر تلخ بود ولی با کمال تعجب دیدم تلخی دارو رو به جون میخره و شصتشو میخوره 
ترسیدم معدشو داغون کنه منم بیخیال شدم ودر برابر ثنا خانم اعلام شکست کردم
.gif)
جالب بدونید الان که این مطلب مینویسم تو بغلم نشسته و داره شصتشو میمکه.gif)
اگر راه حل دیگه ای دارید خوشحال میشم بهم بگید .

موضوع : نبرد ثنا خانم






















